الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
29
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
معجزات ، مخصوصا معجزه بزرگى همچون قرآن براى درك اين واقعيت كافى نيست ؟ ! ثالثا : غذا خوردن همانند ساير انسانها و راه رفتن در بازارها ، سبب مىشود كه بيشتر با مردم بياميزد و در اعماق زندگى آنها فرو برود و رسالت خود را بهتر انجام دهد ، اين ضررى ندارد بلكه كمك او است . رابعا : عظمت و شخصيت پيامبر ص به گنج و گنجينه نيست ، و به باغهاى خرم و سرسبز ميوه نمىباشد ، اين طرز تفكر انحرافى كفار است كه شخصيت و حتى قرب به خدا را در سرمايه دار بودن مىداند ، در حالى كه پيامبران آمدهاند تا بگويند اى انسان ارزش وجود تو با اينها نيست با علم و ايمان و تقواست . خامسا : با چه معيارى او را « مسحور » و « مجنون » مىدانستند ؟ ! كسى كه عقلش به شهادت تاريخ زندگى و انقلاب بزرگ او و بنيانگذارى تمدن اسلامى به وسيله او فوق العاده بود چگونه مىتوان او را با اين برچسبهاى مسخره متهم ساخت ؟ مگر اينكه بگوئيم بتشكنى كردن و كوركورانه دنبال نياكان نيفتادن دليل بر جنون است ! بنا بر آنچه گفتيم روشن شد كه « امثال » در اينجا ، بخصوص با قرائن موجود در آيه ، به معنى سخنان سست و بى پايه است ، و تعبير به « امثال » شايد به خاطر آنست كه آن را در لباس حق و مثل و مانند دليل منطقى در آوردهاند در حالى كه واقعا چنين نيست ( 1 ) .
--> ( 1 ) بسيارى از مفسران در اينجا « امثال » را به معنى « تشبيهات » گرفتهاند ، اما روشن نساختهاند كه مشركان در اينجا چه تشبيهى كردهاند ، بعضى ديگر « امثال » را در اينجا به معنى « توصيفها » نمودهاند ، زيرا يكى از معانى « مثل » - طبق آنچه راغب در مفردات گفته - « توصيف » است ، ولى به هر حال اگر منظور توصيف هم بوده باشد مسلما در اينجا منظور توصيف بى پايه و بى اساس است ، چرا كه در صدر و ذيل آيه فوق قرائنى است كه دلالت بر اين معنى مىكند ، از يك سو به عنوان تعجب مىگويد ببين چه مثلهايى مىزنند ؟ و از سوى ديگر مىگويد : توصيفهايى كه سبب گمراهى غير قابل بازگشت آنها مىشود .